|
تو سپیدی من سیاهم، خسته ای گم کرده راهم ...
|
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشویم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی
....
آره رئیس ، زندگی به تنوع های بزرگ احتیاج داره فکر کنم ماله همه همینطوره ..... واسه من یک مسافرت هم میتونه تنوع بزرگی باشه. اونم به کجا و با خیال اینکه قرار کی رو ببینم وای خدای من چقدر لواشک ترش یه جا؟!!!!. هر چند امسال اول عیدی شانس اینو داشتم که نمای دیگه از تهران رو ببینم ولی از این مسافرت نمی شد گذشت. ..........نمی دونم چه حسی داری وقتی قراره به جایی بری که برات تماما تازگی داره. ولی فکر این مسافرت رو اینقدر تو فکرم پختم که وقتی رسیدم به مقصد دیدم خدای من همونی که فکرش رو می کردم.... دم دمای صبح بود که رسیدم . چه هیجانی. مخصوصا وقتی از اتوبوس پیاده شدم و برقه چراغای ماشینشون رو دیدم دیگه پاهای شترمرغه لازم بود برای پرواز.
خوب دیگه ، حالا پیش اونیم که هر لحظه و هر جا دوست دارم باهاش باشم. شاید خیلی احساساتی شدم ولی خوب دیگه نمی شه از لذت بیانش گذشت. واقعا بهت حسودیم می شه که ماله تو شده. راستش در این لحظات یاد اون نظریه نسبیت انیشتین می افتم؟!!! ؛ وقتی بهت خوش می گذره ، زمان هم زود می گذره. انگاری می خواد این لذت را به تاراج ببره . من هم که در هدر دادن وقت تخصص خاصی دارم.... ولی از شهرشون بگم . خدای من اگه نری اونجا عمرت بر فناست.... حیفه واقعا. این همه قشنگی همش یه جا برای خودت ... اونم بدون اینکه حضور کسی مزاحمت بشه. آدمایی که یاد انفجار شهر میندازنت اینجا دیگه خبری ازشون نیس. خودتیو و اونی که می خوایی باشه. اینوره خونشون بانکوله (اسمه یه کوهه). یادمه که اونجا کبک و تیهو زیاد داشت. اونم در لحظاتی که انتظارش رو نداشتی از پس سنگی یهو گوله می کرد. یه صخره هم داشت. صخره مهندس کش ... آخه مثل اینکه طرف می خواسته واسه همیشه خاکه اینجا دامن گیرشه بشه. الله اعلم..
چه دشتای پک و پهنی... تا چشم کار می کنه هیچی نیست که تو رو یاده بد بختیات بندازه. کوهاشم خوراک ساختن کلبه س . واسه دوران پیری احتمالا..اون موقع که من می خوام آواره بیابونا بشم و از این کامپیوتر لعنتی دل بکنم.
از خوران و تماتا(گوجه فرنگی) خوراش که خودت حتما بهتر می دونی دیگه. و در ضمن طاقی بدون ملات به نام طاق فرهاد. این فقط ازعهده یکی بره میاد که دوباره یکی مثله اونو بسازتش. آره همین که یکمی همچین خپ...
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد..
راستی تا دم مرزم رفتیم.... جایی برای فرار هر چند ممکنه با مردن همراه باشه ولی راستش دیدم اون چیزی که براش فرار می کنم همین ور وایستاده. زندگی بدون دل تنگی، لطفی نداره.
این سفر به غیر لذتاش البته که ناتمومه و بهترین مسافرت عمرم بوده ، یه چند تن شرمندگی هم به همراه داشته . مراقب باش آدمای خطرناکین. ممکن موقع برگشت یه قطار سوغاتی بارت کنن. خلاصه از ما گفتن.
اینا گفتم... ولی خوب محل سقوط ملائک گویا برای بعضیا جایه دیگه س. ازاعماقه قلبم امیدوارم به همه آرزوهاش برسه. گزارش نویس خوبی نیستم اینو می دونم حتی یه نویسنده خوب . خوب به اینا می گن یادداشت های شتابزده
راستی ساله نو هم مبارک.
7-8 دقيقه مونده تا قطار مترو بياد. از اون ازدحام هميشگي خبري نيست . وقتي رسيدم اين بالا قطار قبلي داشت راه ميافتاد .بطور غریزی مستقيم رفتم به جايي که روبروي يکي از درها بود. اين يعني قطار بعدي که بياد ، با همه فشارها احتمالا رو صندلي نشستي . اينجوري حداقلش سرپابودن مسير بعدي رو تلافي مي کني.
پيشقدم بودنم باعث شد تا يه چند نفري که بعد از رفتن قطار رسيده بودن به سمت من جذب بشن. آخه من ديگه با در قطار فرقي نداشتم. 3-4 دقيقه گذشت. حالا ديگه 6-7 نفري اونجا تجمع کرده بودیم. يکي از راه رسيد. با يه کيف بزرگ . سرصحبت رو با بغل دستيش باز کرد. "اين قطارا کجا دور مي زنن؟ " راستش سوالش عجيب نيست ولي کاملا بي مقدمه بود. يارو گفت که "اينا دور نمي زنن. آخره مسيرها به هم وصله." ولي مرد اولي اصرار داشت که همچين چيزي محاله .در واقع نمي شه بدون دور زدن مسير عوض کرد..... شايد، به هر حال من که آخرش رو هيچ وقت نديدم.
الان که بيست و خرده اي از سنم گذشته نمي دونم تغيير مسير زندگي کجاست. چه وقت تو زندگي مسيرمون را عوض مي کنيم ؟ اصلا چي، باعثش مي شه؟ واقعا بايد مسير زندگي رو عوض کرد؟ واقعا نمي دونم ... با وجود اينکه اين زندگي منه ولي مثل اينکه مسيرها رو يکي ديگه عوض مي کنه. چند بار شده که خواستم که مسیرم رو عوض کنم یا حداقل خودم اینجوی فکر کردم . با قطعیتی که حالا مبهمه!!
گاهی وقتا جریمه شدم . به سختی ...به هر حال زندگی سخته.
شاید همه مسیرها خوبن؟ شاید باید مثل اون پیرمرد مجله فروش بود که داشت تو قطار روزنامه حوادث می فروخت . هر وقت که به ایستگاه ها می رسید می رفت به واگن بعدی .در گذر حادثه ها ....شاید باید بین حوادث مسیرت رو عوض کنی؟
نمی دونم....
شاید مثل ریلها آخرش همه مسیرها به هم می رسن؟!!! شاید، من که آخرش رو هیچ وقت ندیدم.
حتما این چند روزه برنامه های جالب انتخاباتی و البته ورزشی تلویزیون شما رو هم جلوی این دستگاه پول ساز، خوش خدمته خوش تبلیغه پر از دروغ احتمالا رنگی و احتمالا به رنگ صد رنگی و تماما دروغ میخ کوب کرده. نه؟!!!!!!!!!!!!!!!
من که همیشه خدا کشته این برنامه ها بودمو وهستم بوِیژه از اون موقع که برنامه سازی صدا سیما در جهت مقابله با تهاجم فرهنگی تمام سطوح سنی از (چهار)پایه کودکی تا تعقل بزرگسالی را پوشش داده و کوچیکتر ها حالا به جای داشتن حداقل سرگرمی مثل سندباده خودمون (اون یکم قدیما) از چرخش عروسک مسخره و ... و البته گاهی فرمایشات پندآموزه رئیس جمهوره(محبوب و مردمی) این مملکت غرق در لذتند . حالا بماند احوال مسن ترها که دیگه فرقی هم به حالشون نمی کنه!!!!!!!
یه کم دقت کن....این روزا چه قدر مردم فهمیده تر و باهوش تر و در صحنه تر قلمداد می شن؟!! اصلا اون بالا دستی ها مردم را بیشتر تحویل می گیرن . اظهارات ستمگرانی مثل دولت آمریکا و... !!!!!ا در مورد تروریست بودن دولت ایران توهین به شخصیت مردم با شعور ایران برداشت می شه.از تلویزیون و رادیو آهنگای کسانی پخش می شه که خواننده هاش حتی حاضر نیستن تو صورت گنده های این دولت تف بندازن .....ولی پخش می شه تا مردم همیشه در صحنه، همیشه در صحنه تامین منافع این دولت باقی بمونن.
بیرق اعلام آمادگی برای خدمت به این مملکت و مفلوکانش هم درو دیوار خرابه های شهر پر کرده . الا ماشالا.... با وجود این هم خدمت گذار و عاشق حقیقت بازم مثل گذشته برای ادامه زندگی تو خاک خودمون غمی نداریم . چون کاملا افسار خودمون را دو دستی تقدیم یه سری خائن بدتر از اجنبی کردیم و خواهیم کرد. کما فی السابق....
اولش گفتم ورزشی ....واسه اینکه یکی از مضحک ترین و کثیف ترین بخش تبلیغات انتخاباتی حالا دیگه شده نظرخواهی از یه سری به ظاهر نخبه از جمله ورزشکارا ، خواننده ها ، هنرپیشه ها و... باقی علافین جامعه در جهت پندآموزی مردم هوشیار . ناراحت نشین ولی ورزشکاری که قبلش برای مدال، داغ ننگ دوپینگ رو تنش داره نمی تونه الگو باشه حتی تو یک جامعه سالم چه برسه به جامعه ما.. اینو گفتم چون تو این جمع ورزش کردم و بزرگ شدم و می شناسمشون . حالا ممکنه از حرفم هر برداشتی بکنید ولی خدایی اگه ما ایرانیا آدمای مصلحت طلب و کوته فکری نبودیم و اعتقادمون رو فدای هر جور نون شبی نمی کردیم حالا وضعمون این نبود. خب چه انتظار از یک ورزشکار نه اصلا از یک آدم می ره که بیاد و حقیقت رو بگه ؟؟ بگه که همه این انتخابات ، این برنامه ها ، طرح ها ، پست ها ، وزارت ها و ریاست ها و ولایت ها!!!!!(استغفرا...) همه چی تو مملکته ما دروغه ؟ بگه که اینا دعوای پولو قدرته؟؟ بیاد بوقو کرنا دستش بگیره و تر بزنه به تشکیلاته اینا که چی.. واسه واقعیتی که دیگه هیچ کسی نمی خوادش ، فداکاری کنه؟ اما حالا می شه الگو. می شه پولدار، می شه دکتر، فردا می شه نماینده مجلس ، بعدش خدا بزرگه . اعتقاد به دََََُُُُُُِِِِِِِِِِِِِّرِک، مصلحتو بچسب. فوقش یه دقیقه دروغ و یه عمر آسایش ..فرصت پیشرفت.
اینه جامعه مردم سالار اسلامی.. منتظر ظهور خادمان دزد جدید باشید البته فقط با پوستی جدید . چون ما حتما در انتخابات شرکت می کنیم تا شناسنامه هامون مهر مصلحت فردامون را رو خودش داشته باشه .
نمی دونم چرا آدما اینهمه برا همه چی عجله دارن؟؟؟ چرا قناعت رو فراموش کردیم؟؟؟ به روز ما چی اومده؟؟؟ این روزگار یعنی اینهمه سنگین بود؟؟؟
عجله دارن برا پیشرفت
... برا پیشرفت به هر دری میزنن ... فقط می خوان اون چیزی که هستن رو فراموش کنن ... فراموش کنن بودنشون رو ... یعنی بودن اینهمه ترسناکه؟؟؟1- در ازدحام بیش از حد مترو به تک تک افرادی که در عذاب نفس کشیدن با من همراه بودند دقت کردم تا کسی رو پیدا کنم که سر اپسیلون نشاط نفس کشیدن تو وجودش باقی مونده باشه! همه منتظر بودند تا به خونه برگردند و برای فردایی بی پایان نیرو جمع کنند. هیچ اختیاری تا به این حد جبرانگارانه سراغ دارید؟؟؟
زندگی چرخه ی کار و استراحته. فقط نتو نستم بفهمم که کار می کنیم تا استراحت کنیم یا استراحت برای کار...اصلا برای چی باید کار کنیم؟؟؟ برای اینکه راحتتر استراحت کنیم؟؟؟ یا اینکه استراحت می کنیم تا راحتتر کار کنیم؟؟؟ پس این وسط نقش زندگی چیه؟؟؟ نخودیه؟؟؟
زندگی ترکیبی از بابا نوئل و خرگوش عید پاکه...همونقدر جذاب و همونقدر هم تو خالی...
2 – با وجود اینکه همیشه سعی کردم از بحثهای سیاسی دور باشم ولی امروز نتونستم برنامه ی طنز محاسبه ی دکتر! احمدی نژاد رو با شبکه ی NBC (فکر کنم!!!) امریکا بی خیال بشم. هیچ برنامه ی طنزی منو تا به این حد به خنده ننداخته بود...هیچ انسان مفلوکی و در مانده ای هم مسه احمدی نژاد تو این برنامه ندیده بودم(مسه 17-18 ساله های تو خیابون بحث می کرد)...هیچ انسان بی منطقی رو هم مسه این مردتیکه والاس ندیده بودم...بیخیال...غم دنیای دنی چند خوری باده بنوش...